در طول تاریخ بسیارند زنان اندیشمندی که گمنام ماندهاند و آوازۀ هوش و اندیشۀ والایشان از چهاردیواری خانه فراتر نرفته است؛ و اگر معدودی از آنها که اهل فضل بود و آمد و رفتِ خانه شرح تواناییشان را بهاطراف میرساند، آوازهشان دیری نمیپایید زیرا که تاریخِ آنها را نادیده میگرفت. چنین است که چندان چیزی از این بزرگان در خاطرۀ تاریخ نمییابیم. یکی از این زنان نامدار بیبی منجمه سمنانی، منجم دربار سلطان جلالالدین خوارزمشاه بود.
او دختر کمالالدین سمنانی رئیس شافعیه نیشابور و منجمباشی سلطان محمد خوارزمشاه و از طرف مادر به فقیه بزرگ خراسان امام محمد بن یحیی منتسب است. تاریخ تولد بی بی به درستی مشخص نیست ولی به نظر می رسد در اواخر قرن ششم متولد شده است. بی بی در خانواده ای فرهیخته رشد کرد و همچون پدرش در علم نجوم تبحر یافت و در رده دانشمندان زمان قرار گرفت، در دربار پادشاهانی چون سلطان جلال الدین خوارزمشاه و علاءالدین کیقباد از جایگاه ویژه برخوردار شد. او به دلیل استعداد و تواناییاش به دربار خوارزمشاهیان راه یافت و چون احکامش با قضا و قدرجور درآمد از مقربان درگاه سلطان خوارزم شد و به بی بی منجمه شهرت یافت. بی بی در بسیاری از نبردها در مقابل مغولان پا به پای دیگر جنگجویان می جنگید و در رزم آوری نیز شهره بود و در تواریخ آمده است که او مدتها دوشادوش جلال الدین خوارزمشاه در میدان نبرد با مغولان حضور داشته است.
مستندات تاریخی حاکی از این است که بیبی در حدود ۲۰ سالگی منجمی مشهور و بسیار مورد اعتماد سلطان جلالالدین بوده است. بیبی از نجوم بهرۀ کافی داشته و میتوانست تقویمِ کواکب و اوضاع آسمان را استخراج کند. متأسفانه اطلاعات چندانی از این بانوی اندیشمند در دست نیست و اندک دانستههایمان دربارۀ او مبتنی بر اشارات پراکندهای است که از قول فرزندش در برخی کتابهای قدیمی آمده است.
همسر بی بی، مجدالدین محمد از سادات گورسرخ گرگان بود. او هم در کنار بی بی در دربار خوارزمشاهی زندگی می کرد و از بزرگان دربار به حساب می آمد. در اوج شهرت بی بی، کمالالدین کامیار، از طرف سلطان سلاجقه روم “علاءالدین کیقباد”عازم دربار خوارزمشاهیان شد، قرب آن خانم را نزد سلطان جلالالدین خوارزمشاه دید و در بازگشت از علم و عزت بی بی نزد علاء الدین کیقباد گفت. اما موقعیت بی بی در دربار سلطان جلالالدین رو به تزلزل گذاشته و با حسادت درباریان رو به رو بود. پس از چندی سلطان جلالالدین در نبردی با مغولان کشته شد، نقل است: که بی بی در یکی از پیشگوییهایش سلطان جلالالدین را از خیانت برادرش غیاث الدین آگاه کرده بود، ولی سلطان به حرف او اعتنایی نکرد و در برابر مغولان به خدعه برادر شکست خورد.
با مرگ سلطان، بی بی و همسرش که پشتیبان خود را از دست داده بودند به شام گریختند و به دربار ملک اشرف مظفرالدین موسی ایوبی راه یافتند. سلطان سلجوقی که از ماجرا آگاه شد سفیری نزد بی بی فرستاد، او را با احترام بسیار به قونیه دعوت کرد و در دربار خود جایگاه بالایی برای او در نظر گرفت. هنگام جنگ بین شامیان و سلاجقه روم، بی بی از روی علم نجوم پیروز میدان را، سلطان علاءالدین کیقباد اعلام کرد و طبق پیشگویی او جنگ به پایان رسید. پس از پیروزی، سلطان کیقباد اعتقادش به او دو چندان شد و خلعت سلطانی را بر بی بی خاتون پوشانید.
او طبق خواسته بی بی مقام ریاست دارالانشاء و لقب “ترجمان” را به همسرش مجدالدین محمد داد که تا آخر عمر در این مقام به سلطان خدمت کرد. بی بی پسری به نام حسین داشت که به امیرناصرالدین ملقب بود که همچون پدر دردستگاه سلطان خدمت می کرد. او یکی از مورخان و نویسندگان مهم قرن هفتم است، کتاب تاریخ او درمورد سلاجقه روم با نام “الاوامرالعلانیه فی الامور العلانیه” است. وی به علت شهرت مادرش به ابن بی بی مشهور شد. بی بی منجمه در تاریخ ۶۷۹ه ق درگذشت.
