• تاریخ : ۲۷ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : مجله

از نظر اسلام، بین خانوم و آقا به جز در برخی موارد، مساوات و برابری وجود دارد و هیچ‌کدام بر دیگری امتیازی ندارند.

خانوم فردا- از نظر اسلام، بین خانوم و آقا به جز در برخی موارد، مساوات و برابری وجود دارد و هیچ‌کدام بر دیگری امتیازی ندارند. یکی از این موارد امور مالی هست که خانوم و آقا هر دو از آزادی و هستقلال تکمیل برخوردارند.۱ این در حالی هست که شرایط ویژه جسمی و روحی خانوم و همچنین نقش‌هایی مانند مادری و خانه‌داری همواره موجب گشته که خانوم از لحاظ مالی به ظاهر عقب تر از آقا باانجام گرفت، اما خالق هستی با در نظر گرفتن حقوق مالی ویژه برای خانوم در کنار وضع سایر قواعد و اصول اخلاقی در خانواده، سعی نموده هست دغدغه حفظ امنیت مالی برای خانوم را رفع نماید و همواره تکیه‌گاه مطمئنی را برای رفع نیازهای اقتصادی خانوم در نظر بگیرد. این تکیه‌گاه یا آقا در نقش همسر هست، یا پدر و یا فرخانومد و در صورتی که هیچ یک نباشند و یا مقدور نباشند این حکومت هست که باید امنیت مالی خانومان را تأمین نمایند تا خانومان تنها برای احتیاجات مالی نیاز به حضور در اجتماع ننمایند. 

 

در ادامه به صورت موردی به برخی از حقوق ویژه مالی خانومان در اسلام می‌پردازیم:

 

هستقلال مالی خانوم

امتیاز نظام حقوقی اسلام بر دیگر نظام‌های حقوقی، در اعطای هستقلال تکمیل مالی به خانوم و نیز تقدم تاریخی اعلام هستقلال مالی خانوم هست و این در حالی هست که در برخی کشورهای اروپایی تا پیش از قرن بیستم خانومان از هستقلال مالی محروم و فاقد اهلیت تصرف در دارایی خود بودند.۲ (برای آقاان از آنچه [به اختیار] کسب کـــرده‌اند بهره‌ای هست و برای خانومان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کـــرده‌اند بهره‌ای هست و از فضل خدا درخوهست کنید که خدا به هر چیزی دانهست)۳

 

و حدیث مشهور از پیامبر (ص) :  الناس مسلطون علی اموالهم ۴
 

هر دو اثبات می‌کنند که اسلام به طور قطع حق مالکیت و تصرفات مالی را برای خانوم پذیرفته هست و فقهای شیعه بر جواز تصرفات مالی خانوم اتفاق نظر دارند. لذا از نظر اسلام  هر تصرفی که برای آقا جایز باانجام گرفت،‌ برای خانوم نیز جایز هست، از قبیل اشتغال به تجارت و یا هر کسب مشروع دیگر.۵ و شوهر نیز حق مداخله در اموال و دارایی خانوم را ندارد و ریهست او بر خانواده، اختیاراتی در این زمینه ایجاد نمی‌کند.۶ در این صورت خانوم در اجرا و اعمال حقوق ناشی از مالکیت خود، نیازی به جلب رضایت شوهر ندارد و مخالفت شوهر بر اقدامات او اثر نخواهد داشت، به جز در مواردی که اقدامات خانوم در امور مالی، با حقوق شرعی و قانونی زوج مغایر باانجام گرفت. به عنوان مثال، اگر خانوم بخواهد در انجام فعالیت اقتصادی، به خارج از منزل رفت‌وآمد کند یا به سفر تجاری برود، بایستی رضایت شوهر را تحصیل نماید. (که به صورت حتم در صورت موافقت شوهر، می‌توان در ابتدای ازدواج به صورت کلی این رضایت را از شوهر کسب نمود و دیگر احتیاج به اذن گرفتن‌های هرباره نخواهد بود.) 

 

در واقع عقد نکاح تغییری در رابطه مالی زوجین ایجاد نمی‌کند و خانوم و آقا پس از عقد نیز مانند پیش از آن، از نظر مالی مستقل‌اند درحالی‌که کار اقتصادی خانوم نیز جزء اموال او به شمار می‌آید و خانوم مجبور نیست آن را به رایگان در اختیار شوهر بگذارد.۷

 

مهریه

مهر یا صداق، مالی هست که خانوم بر اثر ازدواج مالک آن می‌گردد و آقا ملزم به دادن آن به خانوم می‌شود.۸ مهریه به خود خانوم تعلق دارد، نه پدر و مادر و برادر و … و همچنین مهریه مزد بزرگ کـــردن دختر نیست و عنوانی جز هدیه و پیش کشی که نشانه رهستین بودن علاقه آقا به خانوم هست را ندارد. و سیره ائمه نشان می‌دهد که آن بزرگوارن مهریه خانومان خود را در همان ابتدای خانومدگی و به میمنت ورود خانوم به خانومدگی‌شان به آن‌ها می‌پرداختند تا هر آنچه که می‌خواهند برای خود فراهم نمایند . 

 

در اسلام مهریه بر تعداد پایه هستوار هست:
 

مهر بر اساس شخصیت و هستقلال خانوم هست؛ نه جهت بهای خانوم و پرداخت به بستگانش

 

اساس مهریه عزت و احترام نسبت به خانوم هست، زیرا معمولاً هدیه و پیش کش را به کسی می‌دهند که دل به او سپرده‌اند و برایش قدر و منزلتی قائل هستند.
 

مهریه نشان آن هست که خانوم را از نظر اقتصادی مستقل و لایق تصرف و تملک در اموال می‌دانند.
 

مهریه مظهر تعهد شوهر برای تأمین خانومدگی خانوم هست و می‌تواند قسمتی از تفاوت سهم‌الارث خانوم نسبت به آقا را نیز جبران کند، دلیل که در صورتی که مهریه در آغاز یا در طول دوران خانومدگی پرداخت نشود، در نهایت پس از فوت همسر به عنوان نخستین بدهی از مال آقا به خانوم تعلق می‌گیرد. 

 

کلمه مهریه عیناً در قرآن به کار نرفته و به جای آن کلمه صداق هستعمال انجام گرفته هست:
 

و مهر خانومان را به عنوان هدیه‌ای از روی طیب خاطر به ایشان بدهید و اگر به میل خودشان چیزی از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخورید۹

 

در قانون مدنی نیز چنین آمده هست: به مجرد عقد، خانوم مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

 

اجرت‌المثل کارهای زوجه

از آنجا که اصل هستقلال مالی زوجین منجر خواهد انجام گرفت که خانوم در درآمدهای شوهر سهمی نداشته باانجام گرفت (جز آنچه شوهر باید به عنوان نفقه به او بپردازد) همان طور که اگر خانوم صاحب حرفه و شغلی باانجام گرفت و درآمد کسب نماید، شوهر نیز در درآمد او سهمی ندارد؛ در مواردی که خانوم به جای کار در بیرون خانه، به خانه‌داری می‌پردازد،‌ مشکلاتی را به وجود خواهد آورد. دلیل که خانومی که به درخوهست شوهر، پایان عمر را در منزل زحمت کشیده هست تا شوهر بتواند با آسودگی خاطر به فعالیت‌های روزمره بپردازد، در بلندمدت منجر خواهد انجام گرفت که آقا دارای سرمایه شود درحالی‌که سهم خانوم فقط خوراک و پوشاک و مایحتاج روزمره خانومدگی هست ۱۰این نتیجه ناعادلانه را اسلام با پیش‌بینی اجرت‌المثل کارخانه‌داری برای خانوم جبران نموده هست.

 

طبق مقررات حقوق اسلامی و به تبع آن بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، خانوم مکلف به انجام کارهای خانه نیست و خانوم برای انجام آن‌ها حق گرفتن اجرت دارد. بنابراین جز در مواردی که خانوم تبرعا (بدون قصد گرفتن اجرت) کارهای خانه را انجام دهد، حق مطالبه اجرت از آقا را دارد.۱۱ و دادگاه می‌تواند اجرت‌المثل کارهای انجام‌گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم نماید. 

 

قابل‌ذکر هست که تعلق اجرت‌المثل به کارهای زوجه تنها مربوط به زمان طلاق نیست و لذا اجرت کارهای زوجه در منزل مورد قبول فقها و قانون موضوعه کشور هست. 

 

نفقه

در نظام حقوقی اسلام، رفع نیازمندی‌های خانواده (خانوم و فرخانومدان) از تکالیف آقا شآقاه انجام گرفته هست و خانوم هرتعداد دارای ثروت زیادی باانجام گرفت، هیچ نوع مسئولیتی در تأمین بودجه و معاش خانواده بر عهده ندارد و شرکت او در کمک به رفع این نیازها تکمیلاً اختیاری و وابسته به میل و اراده اوست.

 

در قانون مدنی به پیروی از نظریات مشهور فقها نفقه این‌گونه تعریف‌انجام گرفته:
 

« نفقه عبارت هست از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضیت خانوم از قبیل مسکن،‌ البسه،‌ غذا، ‌اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت داشتن عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض»
 

این در حالی هست که دادن نفقه به خانوم هیچ‌گونه حقی را برای آقا جهت سلطه اقتصادی و بهره‌برداری از نیروی کار خانوم ایجاد نمی‌کند و همین مسئله رمز جدایی نفقه در نظام اسلامی و نفقه در نظام‌های غیر اسلامی هست. دلیل که در نظام‌های غیر اسلامی،‌ نفقه بهای کار خانوم و باعث سلطه اقتصادی آقا بر خانوم در طول خانومدگی مشترک هست .۱۲
 

آیات و روایات زیادی بر وجوب نفقه خانوم دلالت می‌کند:

 

و خوراک و پوشاک آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر هست و هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمی‌شود ۱۳
 

آقاان تکیه‌گاه خانومان‌اند به خاطر برتری‌هایی که خداوند (از نظر اجتماعی) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده هست و به خاطر انفاق‌هایی که از اموالشان (در مورد خانومان ) می‌کنند.۱۴
 

علامه طباطبائی در تفسیر این آیه منظور از «بما انفقوا» را انفاق «مهریه» و «نفقه» همسر می‌داند. ۱۵
 

همچنین آیات دیگری همچون بقره :۲۲۹ ؛‌ نساء: ۳ و ۱۹؛‌ طلاق: ۲ و ۶ و ۷  نیز دلالت بر وجوب نفقه زوجه می‌کند. 
 

امام صادق از پیامبر نقل می‌کنند: « ملعون ملعون من ضیغ من یعول»  مورد لعن و نفرین هست کسی که حقوق خانواده و عائله خویش را ضایع کند (هزینه خانومدگی آنان را تأمین نکند). (وسائل الشیعه، باب ۲۱،ص ۲۵۱، حدیث ۵)
 

لازم به تذکر هست که وجوب نفقه به سبب وقوع عقد و به شرط تمکین هست و لذا نشوز (عدم تمکین خانوم در امور جنسی)‌ مانع آن خواهد بود.
 

ارث

در حالیکه در افزایش جوامع و نظام‌های گذشته خانوم یا به طور کلی از ارث محروم بوده و یا با وجود دریافت مقدار ناچیزی از ارث،‌ دارای هستقلال حقوقی برای هستفاده از آن نبوده و آقاان قیم آن‌ها بودند و یا حتی در مواردی نه تنها خانومان از همسر خود ارث نمی‌بردند، بلکه خود جزءی از اموال و دارایی میت به حساب می‌آمدند.! اسلام علاوه بر اعطای حقوق انسان و اجتماعی و مدنی به خانوم و بالا بردن شأن و حیثیت انسانی او؛ در مورد میراث خانوم نیز (اعم از زوجه، مادر، دختر و خواهر) قوانین و مقرراتی جامعی را وضع نمود. 
 

خداوند در آیه ۷ سوره نساء حکم میراث خانومان را در جمله‌ای مستقل و جداگانه بیان کـــرد تا هستقلال آن‌ها را مانند آقاان در زمینه میراث برای همگان روشن کند و در آیات بعد نیز سهم‌الارث خانومان را در هر طبقه بیان فرمود: (فهیمی،۱۳۹۰،ص۹۳)

 

برای آقاان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان] بر جای گذاشته‌اند سهمی هست و برای خانومان [نیز] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان] بر جای گذاشته‌اند سهمی [خواهد بود] خواه آن [مال] کم باانجام گرفت یا زیاد نصیب هر کس مفروض انجام گرفته هست ۱۶

 

و نیمی از میراث همسرانتان از آن شما [شوهران] هست اگر آنان فرخانومدی نداشته باشند و اگر فرخانومدی داشته باشند یک چهارم ماترک آنان از آن شمهست [به صورت حتم] پس از انجام وصیتی که بدان سفارش کـــرده‌اند یا د ینی [که باید هستثنا شود] و یک چهارم از میراث شما برای آنان هست اگر شما فرخانومدی نداشته باشید و اگر فرخانومدی داشته باشید یک هشتم برای میراث شما از ایشان خواهد بود [به صورت حتم] پس از انجام وصیتی که بدان سفارش کـــرده‌اید یا د ینی [که باید هستثنا شود] و اگر آقا یا خانومی که از او ارث می‌برند کلاله [=بی‌فرخانومد و بی‌پدر و مادر] باانجام گرفت و برای او برادر یا خواهری باانجام گرفت پس برای هر یک از آن دو یک ششم [ماترک] هست و اگر آنان زیاد از این باشند در یک سوم [ماترک] مشارکت دارند [به صورت حتم] پس از انجام وصیتی که بدان سفارش انجام گرفته یا دینی که [باید هستثنا شود به شرط آنکه از این طریق] زیانی [به ورثه] نرساند این هست سفارش خدا و خدهست که دانای بردبار هست.۱۷

 

امام صادق در پاسخ کسی که از علت دو برابر بودن سهم‌الارث آقا نسبت به خانوم پرسید فرمودند:

 

این به خاطر آن هست که اسلام سرگیم را از عهده خانوم برداشته و نیز مهریه و نفقه را به نفع او بر آقاان لازم شآقاه هست و در بعضی جنایات اشتباهی که خویشاوندان باید دیه را بپرداخانومد، خانوم از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف هست. از این رو سهم خانوم در ارث از آقا کم تر انجام گرفته هست . (وسائل الشیعه ج۱۷ باب ۲) 
 

این در حالی هست که اگر شوهری مایل هست همسر او زیاد از این مقدار سهم ببرد، می‌تواند از ثلث ترکه خود نیز به او ببخانجام گرفت.
 

نحله

نحله در لغت نامه و منابع فقهی و تفسیری به عطیه و بخشش و هدیه و اعطای مجانی معنی انجام گرفته هست. اما در موارد قانونی،‌ کلمه نحله چنین آمده هست با توجه به سنوات خانومدگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب بخشش (نحله) برای زوجه تعیین می‌نماید. (قانون ابداًح مقررات مربوط به طلاق)
 

قرآن کریم نیز در  سوره بقره می‌فرماید:
 

و برای همه طلاق داده انجام گرفتگان، به گونه‌ای پسندیده [هدیه و] بهره‌ای هست، که [شوهران باید به آنان بدهند؛ و این ] بر پرواپیشگان واجب هست.۱۸
 

جدول ذیل مقایسه درآمد و مخارج خانومان و آقاان در اسلام را نشان  می‌دهد:

 

 

خانوم

آقا

درآمد= حقوق مالی

مخارج= تکالیف مالی

درآمد= حقوق مالی

مخارج=تکالیف مالی

 

درآمد ناشی از شغل

خمس واجب در صورت داشتن شغل

درآمد ناشی از شغل

خمس واجب

 

مهریه

زکات واجب در صورت قرار گرفتن در شرایط آن

ارث

زکات واجب در صورت قرار گرفتن در شرایط آن

 

اجرت‌المثل

 

دیه خانوم

مخارج شخصی خود

 

نفقه

 

 

مخارج همسر (نفقه)

 

ارث

 

 

مخارج فرخانومدان (نفقه)

 

نحله (در صورت طلاق)

 

 

مخارج والدین (در صورت نیاز )

 

دیه آقا

 

 

مهریه همسر

 

 

 

 

اجرت‌المثل

 

 

 

 

دیه اقربا

 

 

 

 

نحله (در صورت تمکن)

 

           

 

 

 

 

۱- (فهیمی،۱۳۹۰، ص ۳۳۳)

۲- (فهیمی،۱۳۹۰،ص ۳۳۳ )

۳- لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ﴿ نساء ،۳۲﴾

۴- (مجلسی، ۱۳۶۲، ج ۱۰۳، ص ۲۷۲)

۵- (فهیمی،۱۳۹۰، ص ۳۴۳)  

۶- . (امامی و صفایی،‌۱۳۷۶، ج ۱، ص ۱۴۷)‌

۷- ( فهیمی،۱۳۹۰،ص ۳۳۴)

۸- (صفایی، ‌حسین، حقوق خانواده ، ص ۱۴۸)

۹- وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا 

۱۰- (هدایت نیا، ۱۳۸۵،‌ص۴۲)

۱۱- (فهیمی،۱۳۹۰، ص ۱۷۹)

۱۲- (‌فهیمی،۱۳۹۰،‌ص ۱۱۱)

۱۳- وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا﴿بقره، ۲۳۳﴾

۱۴- الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا ﴿نساء،۳۴﴾

۱۵- (المیزان،‌ج۴،ص ۳۶۵)

۱۶- لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ﴿نساء،‌۷﴾

۱۷- وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم مِّن بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَإِن کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن کَانُوَاْ أَکْثَرَ مِن ذَلِکَ فَهُمْ شُرَکَاء فِی الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصَى بِهَآ أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّ وَصِیَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ ﴿نساء،‌۱۲﴾

۱۸- وَلِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقَّاً عَلَى الْمُتَّقینَ ﴿بقره، ۲۴۱﴾

 

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما