• تاریخ : ۱۰ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : مجله

دختر نوجوان پس از گذشت سال‌ها راز تجاوزهای سریالی سرویس مدرسه‌اش را فاش کـــرد.

به گزارش خانوم فردا، به گرازش
از
فرارو، دختر نوجوان پس از گذشت سال‌ها راز تجاوزهای سریالی سرویس مدرسه‌اش را فاش کـــرد.
این دختر که به‌ دلیل ٢‌سال تجاوز دچار افسردگی انجام گرفته بود، در نهایت موضوع را با روانشناس خود در میان گذاشت. این درحالی هست که راننده سرویس ٦٤ساله با رد این اتهام، مدعی انجام گرفت که هیچ‌تایم به این دختر تجاوز نکـــرده هست.
 
اواخر ‌سال گذشته بود که این پرونده پیش‌ روی پلیس قرار گرفت. جناب آقا با مراجعه به پلیس در شکایتی به ماموران گفت که دختر نوجوانش مورد آزار و اذیت یک راننده سرویس قرار گرفته هست. با اعلام این شکایت تحقیقات در این رابطه آغاز انجام گرفت و ماموران پلیس به سراغ دختر نوجوان رفتند.
 
این دختر نیز با تأیید حرف‌های پدرش راز آزار و اذیت‌های تعدادین‌ساله را فاش کـــرد و گفت: «راننده سرویس مدرسه‌ام از كلاس سوم دبستان ‏بارها مرا به خانه‌اش برده و مورد آزار و اذیت قرار داده هست، تا ٢ ‌سال یعنی از سن ١٠ تا ١٢سالگی. زمانی که کلاس پنجم بودم او راننده سرویسم بود و مرا آزار می‌داد. تا این‌که از آن مدرسه رفتم و او دیگر راننده من نبود. چون سن کمی داشتم و می‌ترسیدم، حرفی به کسی نمی‌زدم تا این‌که بالاخره تصمیم به شکایت گرفتم.»

ماموران پلیس با شنیدن اظهارات این دختر ١٦ساله، او را به پزشکی قانونی فرستادند و پزشکی قانونی نیز آثاری از تجاوز را تأیید کـــرد. بنابراین پرونده روی میز قضات دادگاه کیفری قرار گرفت و ‏راننده ٦٤ساله سرويس مدرسه به دادگاه ‏احضار انجام گرفت.
 
اين آقا اما در بازجویی‌ها منکر تجاوز و آزار و اذیت انجام گرفت و ادعا کـــرد که هیچ‌تایم به این دختر تجاوز نکـــرده هست. صبح دیروز جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه چهارم دادگاه کیفری هستان پایتخت برگزار انجام گرفت.
 
در این جلسه که به ریهست قاضی اصغر عبداللهی برگزار انجام گرفت، دختر نوجوان به هیأت قضائی گفت: «در مدت دو سالی که راننده سرویسم مرا مورد آزار و اذیت قرار می‌داد، پدر و مادرم ابداً از جریان رویداد نداشتند و تصور می‌کـــردند که این راننده آقا خیلی نیکوی هست. به او اعتماد تکمیل داشتند. آن زمان خیلی بچه بودم و نمی‌توانستم زشتی کار این آقا را درک کنم. تعدادین‌بار مرا به خانه برد و آزارم داد. از ترسم به کسی حرفی نمی‌زدم. حتی یکی، دو بار تهدیدم کـــرد که اگر حرفی به کسی بخانومم پدر و مادر و خودم را می‌کانجام گرفت. برای همین چون می‌ترسیدم، حرفی نمی‌زدم تا این‌که دچار بیماری افسردگی انجام گرفتم و مرا نزد روانشناس بردند. آن‌جا بود که به روانشناسم اعتماد کـــردم و موضوع را گفتم. روانشناس هم این موضوع را پدرم گفت و پدرم هم تصمیم به شکایت گرفت.»

در ادامه جلسه پدر این دختر نوجوان نیز به هیأت قضائی گفت: «من شنیده‌ام که این آقا به تعداد دانش‌آموز دیگر هم تجاوز کـــرده ولی خانواده آنها از ترس آبرویشان حاضر به شکایت نانجام گرفته‌اند. من هم برای این‌که مانع کارهای این آقا شوم تصمیم به شکایت گرفتم.»

در ادامه متهم ٦٤ ساله در مقابل هیأت قضائی قرار گرفت. او باز هم جرم خود را انکار کـــرد و به قضات گفت: «تعداد سالی بود که راننده سرویس بودم. همه به من اعتماد داشتند. این دختر حرف‌هایش همه دروغ هست. من فقط یک‌بار او را به خانه‌ام بردم و می‌خوهستم به او کتاب هدیه بدهم. این دختر دچار بیماری روانی هست و حرف‌هایش دروغ هست. من هیچ تعرضی به او نکـــردم. آن یک‌بار هم چون این دختر درسش نیکو بود، می‌خوهستم به او جایزه بدهم. برای همین او را به خانه‌ام بردم و به او کتاب دادم.»
 
در پايان اين جلسه قضات دادگاه ‏وارد شور انجام گرفتند. آنها پس از مشورت، شاکی و متهم را برای بررسی‌های دقیق‌تر به پزشکی قانونی فرستادند. ‏

انتهاي پيام/ ۹۳۰۶۱۰

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما