• تاریخ : ۱ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : مجله

عوض انجام گرفتن جای معروف و منکر

خاطره ای شوهر خالم تعریف می کـــردند که برام خیلی عجیب بود، از پیاده روی یکی از خیابان های تقریبا شلوغ منطقه می گذشتند که همون اوایل راه تعدادتا دختر را می بینند با یک پسر که اینطور که مشخص بوده دقایق نخستیه آشناییشون بوده و در حال آغاز دوستیشون بودند!!!

شوهر خاله من هم پشت سرشون بودند. نخستش که چیزی نمی گند بهشون و همینطور راهشون را ادامه می دادند. تا اینکه کم کم آقا پسر نزدیک یکی از دخترها میشه و افزایش نزدیک میشه. تعداد قدم دیگه میرند جلوتر که آقا پسر زیادی صمیمی میشه و دستش را از پشت میگزاره روی موهای دختر خانوم.

شوهر خالم می گفتند دیگه نتونستم کاری نکنم. همون موقع زدم رو دست پسره و بهش گفتم: بی حیا، این چه کاریه داری می کنی؟!

آقا پسر هم که خیلی ترسیده بود گفت: دخترهای فامیلمون هستند.

شوهرخالم نقل کرد بودند: دختر فامیلتون باشه، محرم و نامحرمی چی میشه.حیاتون کجا رفته!

همین جروبحث ها را می کـــردند که در بدترین قسمت ماجرا تعدادتا آقا میاند شوهر خالم را دور می کنند و بهشون می گند: ول کنید آروم باشید. باهاش چیکار دارید و… !!!

در روايتي از پيامبر اکرم «صلّي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ و سلّم» آمده هست: «زماني فرا مي‌ رسد که ميان جوانان و خانومان فساد رواج پيدا مي‌ کند و مسلمان‌ ها امر به معروف و نهی از منکر نمی‌ کنند. اصحاب گفتند: آيا چنين مي‌ شود؟ حضرت فرمودند: آري و بدتر از آن؛ آقام امر به منکر و نهي از معروف مي‌ کنند! اصحاب تعجّب کـــردند و باز گفتند: آيا چنين مي‌شود؟ حضرت فرمودند: آري، بلکه بدتر، جاي معروف و منکر عوض مي‌ شود و منکر معروف و معروف، منکر تلقّي مي‌ شود»

این مکان هم واقعا جای منکر و معروف عوض انجام گرفته بود و به جای اینکه اون آقا پسر مورد سرخانومش قرار بگیره شوهرخاله ی من را سرخانومش می کنند!

 

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما